دست و دلنوشته های ممنوعه

خرید بک لینک
امروز هم روز خوبی بودصب که بیدار شدم تونستم باز خودمو بخوابونم و کلی خواب ببینماینارو البته صب اشاره کردم مجددا :)))عصر هم رفتیم برا درست کردن ماشین که گفت فردا صبمتین ۲ساعت داشت لامپامو درست میکرد چقد این پسر بامرامهخوش گذشت.بعدشم رفتیم عمادو دیدیمالبته یه ضد حالم خوردم.این پاوربانکی که بنده خدا خالم خریده واسم خیلی داغون فیکه.یعنی گوشی رو یه بارم شارژ نکرد نصفش خالی شدتقریبا آشغاله.بنده خدا کلی هم هزینه میکنه تلاش میکنه ولی تخصص نداره اینجوری میشه...دستش درد نکنه بازمبعد اینکههمه ی اون تصویرایی که با تو ساختمتو دنیاتو فکرمچجوری باید خرابشو دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: خودم ساختم,ترول خودم ساختم,خودم تو خونه ساختم, نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 11:48

هوای خوب کلی برگ تی شرت پارک ....

همه چی امروز بهتر بود

دنیا قشنگ تره

فقط جای تو خالیه

دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: هواشناسی,هواپیمایی ماهان,هواپیمایی آسمان,هواوي,هواشناسی مازندران,هواپیما,هوای تهران,هوا هوا,هواوی,هواپیمایی آتا, نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 11:47

همه ی این روزا اینجا ننوشتم

روزای شیرین

روزای قشنگ

روزای عجیب

محمد

اعتیاد

پارک با سبز

دیدن های س.ر

ولی الان اومدم

بس که عاشق نوشتن از غم و غصه و ثبت کردنشونم

بله

رفتیم سینما

بعدم رفتیم شام

همه چی خوب بود

ولی الان دعوا کردیم

دعوای درست و حسابی

درست و حسابییی

یه جوری که بهم بگه

امیر

خفه شو کلا

و دیگه سین نکنه

هووم

خواستم همینو بگم

و برم بمیرم :))

دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: قهر,قهر الرجال,قهرمان,قهرمانان,قهرمانی استقلال در اسیا,قهر به انگلیسی,قهرمان بدنسازی زنان ایران,قهرمانان تنیس,قهرمان مستر المپیا 2016,قهرتني, نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:05

آره.دیشب داشتم فک میکردم فک کن من چند وقت دیگه بمیرم.همین امروز بمیرم اصا!بالاخره شاید یه نفر این وبلاگ مارو پیدا کرد و خواست مث این فیلمای ایرانی مزخرف بشینه بخونه ببینه روزا چجوری بودهخب خیلی نامردیه که بیاد ببینه یه جاهایی داغونم هر روز پست گذاشتمبعد باز 2 هفته نبودمبعد دو هفته اومدم از غم و غصه ها نوشتم :))با خودش میگه این بدبخت چجوری زندگی کرده اصا؟!برا همین باید از خاطره ی دیروز بنویسمدیروز با عرفان و م.ذ و پ.ا رفتیم کوهیعنی همینجوری میخواستیم مث همیشه با پ بریم، ولی گفتیم که به عرفان و م.ذ هم بگیمبعد اینجوری شد که از 5.10 تقریبا رفتیم آخر هاشمی دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: کوه ترکیه,کوه ترغه,کوه طرغه بوکان,کوه ترکمنستان,كوه تراوري,کوه ترانگو,کوه ترخان,کوه تربت,تربت كوه,ترانه کوه علی لهراسبی, نویسنده: بازدید: 151 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:05

بله امروز هم روز روز عجیب و جالبی بوداینکه صب بیدار شیم و بریم صبحانه بخوریم حقیقتا پلان جذاب و خوشایندیهاونم با متین و پ.ا . م.ذ و ن.د و ی.ح چی میتونه از صبح زود بیدار شدن و حس کردن هوای خنک صبح لذت بخش تر باشه؟اونم وقتی بیرون رفتن با آدمای به این عزیزی و خوبی در ادامه ی اون بیدار شدنه باشههوووووووففففففففیکم نفس بکشم تا بهتر بشمهوووووففففففففففففبله بلهخلاصه که نشستیم تو ماشین و طبق معمول چرند گفتنامون و حرکتمون به سمت آنجا که باید :)))خوب بود هم چیشوخیا، حس لحظات اول روز ، باهم بودناموناملت و سوسیس تخم مرغ زدنمونباهم بودیم و باهم لذت بردیم و با دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:05

2روزه که با پ حرف نزدیم2روز شده یعنی؟نه دیگه مگه دیروز صب نرفتیم بیرون؟ :))اگه دیروز رفتیم که نمیشه 2 روزولی خب دیروز حرف نزدیم باهمامروز هم حرف نزدیم دیگه....ولی به قول خودش زود تموم میشه.دندون لق رو باید کندخودش میگفت ها.حرف من نیستحالا موضوع اسباب کشی هم نزدیک تر از همیشه سکتابام رو کجا ببرم؟خودم کجا برم؟!حوصله ی هیچی ندارمکاش میشد کتابام رو بذارم تو ماشینم همونجا زندگی کنم اصاحالا تازه دارن پیشنهاد میدن بیا خونه مامان بزرگ اتاق رو برا تو خالی میکنیماصا من حوصله ی اونجا رفتن رو ندارم...مگه میشه آخه؟!یعنی روزای من قراره اینجوری بگذره؟اینترنت دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: 2 روز عزای عمومی,2روزه چت,2 روز بشین دانلود کن,2روز مانده به زایمان,2روز تاخیر در,2 روز بشین,2روزه چت روم,لاغری 2روزه, نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:05

میباره بارون روی سر مجنون توی خیابون رویاییمیلرزه پاهاش بارونیه چشماش میگه خدایی تو ، آقاییمیلرزه پاهاش بارونیه چشماش ، میگه خدایی تو آقاییمن مانوسم با حرمت آقا حرمِ تو ولله برام بهشتهانگار دستی اومده و از غیب روی دلم اینجوری برات نوشتهکربلا کربلا کربلاااااااا اللهم ارزقناکربلا کربلا کربلااااا الههم ارزقنامیدونم آخر میرسه یه روزی کنار تو آروم بگیرمبا چشمای تر یا که توی هیئت یا وسط روضه بمیرمبا چشمای تر یا که توی هیئت یا وسط روضه بمیرمیااااادم می آد که مادرم هر شب منو میاوردش میون هیئتیااادم می آد مادر من با اشک میگفت تورو کشتن تو اوج غربت دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: میباره بارون روی سر مجنون,میباره بارون ای خدا,میباره بارون,میباره بارون روی سر مجنون سیب سرخی,میباره بارون مجید بنی فاطمه,ميباره بارون روي سر مجنون,ميباره بارون بني فاطمه,میباره بارون روی سر مجنون بنی فاطمه,میباره بارون نامجو,میباره بارون از بنی فاطمه, نویسنده: بازدید: 138 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:05

بله بله داریم علی آذر گوش میدیمکتاب هامون منتقل شد به خونه قبلی مادربزرگماییم و هیچیکلی دعواهمچنان دعوا :))هق هق از درد و الکن از گفتنانتهای کلام را خوردن...خب خببله دیگهدیشبم تا 5.30 با پ حرف میزدیمولی موضع و موضوع بهتر نشدصرفا دارم فک میکنم کاش به اینجا نمیرسیدکاش اصا بهش پیشنهاد نداده بودمکاش خرابش نمیکردمنمیخواستم ناراحت بشه یا وارد دوره ی خاصی بشهباید میذاشتم زندگیش همونجوری طبیعی بره جلو...نذاشتم ولی .خاک تو سرم.ببخشید پ....و اینکه دارم کتابی که س.ر بهم داد رو میخونماینم خودش دردهدردا این روزا خیلی زیادنعمیقا خیلی زیاد!پایان دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: وای از این عشق های دوزاری,وای ازین عشق های دوزاری, نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:05

احتمالا اینجا نوشتن با گوشی یکی از ۳ مزخرف برتر ۳۲ سال اخیر آسیا باشه.تما چاره ای هم ندارم گویاخیلی اتفاقا افتاده این مدت .خیلی زیاد.از فکر خودکشی و با کسی حرف نزدن و قهر و لوس بازی.حتی قبلش از لیگ پرشین و تهران و بچه ها و لذتا و تنهاییا و غمااز بالاخره آشتی کردن با همه به خاطر حرفای م.ذ و پاز همه ی لذتی که حمایتای م.ذ برام داشتآخ آخ آخگذشت همه ش.نت نداشتنا و هر روز به سقف نگا کردنا و تصمیم جدی برای نبودن تو این دنیا که اولش معنوی بود بعد مادی هم شد....با یه آشتی خر شدم .همه ی روزای سخت و آدمایی که براشون مهم نبودم رو فراموش کردم با یه صحبت بعد از مراسم جشن د دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: مزخرف ترین عکس ها,مزخرف ترین کشور دنیا,مزخرف ترین,مزخرف ترین بازی دنیا,مزخرف ترین بازیکن دنیا,مزخرف ترین فیلم ایرانی,مزخرف ترین غذاهای دنیا,مزخرف ترین فیلم دنیا,مزخرف ترین دین,مزخرف ترین ها, نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:04

خب دیشب که دعوا شد حدس میزدم خوب نباشه اوضاعاما مگه فکر میکردم همچین دعوایی بشه؟چقد مسخره.کلی از صب با مامانم حرف زده بودمبعد تا خواهر اومد و باهاش حرف نزدم به مامانم گف این چرا باز اینجوریه؟با توام حرف نمیزته؟باز چش شده؟مامانمم زارت شروع کرد به فحش دادن به منیعنی تو ۲ دقیقه یادش رفت از صب داریم حرف میزنیم؟پووووفهمه ی اتفاقای دنیا همینقد مسخره سداشتم به مزخرف فک میکردمکه اگه نبودم سرنوشت اینجا چی بوداصا کسی میدیدش؟ولی چه اهمیتی داره؟این دنیا یعنی چی؟نمیخواماین چرندیاتم نمیخوام بنویسم دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: وقتی رفتم مهستی,وقتی رفتم,وقتی رفتم مرتضی سرمدی,وقتی رفتم از مرتضی سرمدی,وقتي رفتم,وقتی رفتم مرتضی سرمدی دانلود,وقتی رفتم سرمدی,وقتی رفتم خونه دوست پسرم,وقتي رفتم مرتضي سرمدي,وقتی رفتم متن, نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 19:04

صفحه بندی